 به دنبال هجمه خبري نماينده مجلس به دايي؛
دايي رزمنده سرافراز اين ديار است
« هادي صباغي »

ظاهرا موضع گيري علي دايي در برنامه نود درخصوص علل عدم حضور در رسانه ملي و گلايه شديد از تاج، نايب رئيس فدراسيون فوتبال، به مذاق آقاي يحيي زاده نماينده محترم مجلس از حوزه ميبد و تفت كه اتفاقا مسئوليت كميسيون تربيت بدني مجلس را هم بر عهده دارند، خوش نيامده و رئيس محترم اين كميسيون در هجمه اي رسانه اي، دايي را به باد انتقاد گرفته و برخي مطالب بر عليه اش گفته است. اينكه در سايه نظام مقدس اسلامي و به بركت ايثارگري ها و خون پاك شهدا و ايثارگران انقلاب اسلامي در تاريخ بلند انقلاب، امروز هر شخصي حق دارد تا نظرات و عقايد خود را بر له يا عليه كسي بگويد، بر كسي پوشيده نيست. همانگونه كه دايي نظرات خودش را درخصوص كفاشيان و تاج و همينطور رسانه ملي در مطبوعات و خود اين رسانه به روشني بيان نمود و همانگونه كه قبل از آن رسانه ملي بعد از جام جهاني آلمان و جام جهاني اخير، با دعوت از برخي كارشناسان همسو بدون حضور خود دايي، عرصه رسانه را مورد استفاده قرار داد تا بدترين هجمه ها را به دايي و عملكردش نموده و افكار عمومي را بر عليه اش تهييج كند و او نتوانست از حقش دفاع كند، يحيي زاده و دوستانش هم حق دارند نقد و انتقادات خود را درخصوص دايي و هركس ديگر بيان نمايند و كسي هم منكر موضوع نيست.
اما آنچه در مصاحبه يحيي زاده چندان به مذاق افكار عمومي و بخصوص دوستداران دايي ثقيل بود، استفاده ابزاري از برخي واژه هاي مقدس در اين هجمه بود كه مرا واداشت تا چند خطي بنويسم:
آقاي يحيي زاده؛
انقلاب اسلامي محصول رشادتها، ايثارگري ها و از جان گذشتگي هاي همه مردم كشورمان در طول تاريخ آن از 15 خرداد 42 تا امروز است و هر كسي به سهم خود در ساخت اين بناي رفيع سهم داشته است. رنگ خونهايي كه در سالهاي قبل از انقلاب در پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي بر خيابانهاي جاي جاي كشورمان ريخته شد، هيچ فرقي با خونهايي مقدسي كه در 8 سال دفاع مقدس، خاك جبهه هاي حق عليه باطل را رنگين كرد، ندارد. خون عزيزاني كه در نقاط مختلف اين ديار و در مسئوليت هاي مختلف در جهت تعالي نظام و كشور فدا شدند، هيچ فرقي با هم ندارند و اگر امروز من و حضرتعالي با آرامش به گذران زندگي مشغوليم، محصول همان رشادتها و خونهاست. علاوه بر آن در حوزه هاي مختلف هم مردان و زنان زيادي هم در جهت اعتلاي كشورمان تلاش و مجاهدت نموده اند كه همواره نامشان در گمنامي بوده و هرگز هم متوجه ميزان خدمات آنان به اين ديار نشده ايم و آنها هم سهم بزرگي در ساخت اساس و تحكيم نظام و انقلابمان ايفا نموده اند. در حوزه ورزش هم مردان و زنان زيادي براي اعتلاي نام ايران عزيز تلاش نموده اند و كتمان اين رشادتها و يا انكار آن نه انصاف است و نه صلاح. مردان و زنانيكه ماهها و سالها در اردوهاي ورزشي دور از خانواده و زن و فرزند بنام ايران و در جهت اعتلاي آن روزگار گذرانده و در ميادين ورزشي در جهت به اهتزاز درآمدن پرچم زيباي ايران از جان گذشتگي كرده اند، در حاليكه در بسياري از مواقع از نظر امكانات هم از حريفان كم داشته اند، ولي با ايمان راسخ و به خاطر ايران عزيز از جان مايه گذاشته و نگذاشته اند نام و عزت ايراني در ميادين ورزشي آسيب ببيند.
نماينده محترم مجلس؛
رضازاده و دايي اردبيلي نماد ورزش ايران در سراسر جهان هستند و امروز در هر دياري نام ايران برده مي شود، نام اين دو قهرمان فراملي با احترام و تكريم برده مي شود. فشارها و زحماتي كه دايي براي اين كشور تحمل كرده است اگر از زحمات ساير ايثارگران تاريخ انقلاب و ايران بيشتر نباشد، كمتر نيست. براستي وقتي دايي بر روي تخت بيمارستانهاي ژاپن به خاطر اعتلاي نام ايران با مرگ دست و پنجه نرم مي كرد، شما كجا بوديد؟ وقتي به خاطر اعتلاي نام بلند ايران، دايي با اقتدار و رشادت پرچم ميهن اسلاميمان را به خود پيچيده و در ميان بهت و حيرت 50 هزار استراليايي دور افتخار مي زد، شما كجا بوديد كه امروز دايي را به جهت انتقاد از مسئوليني كه خود حضرتعالي هم بارها از آنها و برنامه هايشان انتقاد كرده ايد، به باد انتقاد مي گيريد؟ براستي دايي انتقاد پذير نيست يا شما و دوستانتان؟ دايي اگر انتقاد پذير نبود، چگونه در برابر هجمه هاي ناجوانمردانه رسانه ملي و مطبوعات بعد از جام جهاني آلمان و حذف از جام جهاني اخير سكوت كرد و هيچ نگفت؟!!! نمي گوييم دايي اشتباه نداشته، ولي قطعا ضعفها و اشتباهات او در مقايسه با آقاياني كه شما از منظر دفاع از آنان برآمده ايد، هيچ نيست. شايد بزرگترين اشتباه دايي همين بود كه به همين دوستان شما در سازمان ورزش و فدراسيون اعتماد كرد و گذاشت كسانيكه تا همين ديروز براي گرفتن امضاء و عكس يادگاري با او سر و دست مي شكستند، با نام و اعتبارش بازي كنند!!! ناكامي دايي در جام جهاني آفريقاي جنوبي ريشه در مشكلاتي دارد كه در سالهاي اخير بواسطه مديريت هايي كه شما بهتر از حقير مي دانيد، ايجاد شد و گرنه اگر حمايت هاي لازم و بايسته از او و تيم تحت هدايتش مي شد، شايد امروز ايران عزيز هم در آفرقاي جنوبي بود و باعث فخر همه ما مي شد.
جناب آقاي يحيي زاده؛
مردم ايران دايي و دايي ها را از ته دل دوست دارند و اين دوست داشتن ها، با سخنان شما و دوستانتان كم و زياد نمي شود. مردم بهترين قاضي براي تعيين و تفكيك خادمان ميهن اسلامي هستند و هرگز خدمات، ايثارها، رشادت ها و از خود گذشتگي هاي عزيزان خود چه در دوران دفاع مقدس و چه قبل و بعد آن و چه در حوزه هاي مختلف از جمله ورزش را فراموش نخواهند كرد. دايي امروز هر چه دارد، محصول همت و زحمت و تلاش و مجاهدت خود و دعاي خير مردم ايران اسلاميست و هرگز مانند برخي ديگر، عزت و بزرگي اش را با ماديات دنيوي معاوضه نكرده است. دايي اعتقادات و عقايد شخصي خود را دارد و از آن منظر به دنيا و اطراف خود مي نگرد و هيچكس هم نمي تواند او را به اين خاطر به باد انتقاد بگيرد. كمي انصاف و كمي عدالت مي تواند شما را هم به نتيجه اي كه دايي از كار با فدراسيوني ها گرفته برساند، البته اگر اين انصاف و عدالت باشد.
آقاي يحيي زاده؛
نه من و نه شما و نه هيچكس ديگر نمي تواند بزرگاني چون علي دايي را نه بشكنيم و نه بزرگ كنيم. همانگونه كه خود دايي هم گفت« مدالش را از كس ديگري گرفته »، بزرگي و احترام و عزت را خداوند متعال براساس ميزان ظرفيت و توان افراد به آنها مي دهد و كسي را كه او بزرگ كند، من و امثال من و شما نمي تواند به زير بكشد يا كوچك كند.
اميدوارم اين چند خط توانسته باشد حرف دل مرا به عنوان يك اردبيلي، يك آذربايجاني و يك هموطن ايراني به نمايندگي از كسانيكه دايي را به خاطر مردي و مردانگي و ميهن پرستي و عزتمندي اش دوست دارند، به گوش جنابعالي و دوستانتان برساند.
ياحق
|